آرشیو دی ۱۳۸۸
تصویب بزرگترین قرارداد تاریخ شهرداری قزوین
امشب در جلسه علنی شورای شهر بزرگترین قرارداد تاریخ شهرداری قزوین تصویب شد. طبق این قرارداد که با پیگیری شهرداری و شورای شهر و مساعدت سرپرست شعب موسسه مالی و اعتباری مهر استان قزوین منعقد شد
شهرداری طی قراردادی به میزان ۵۰۰ میلیارد ریال پروژه عمرانی در شهر قزوین اجرا خواهد کرد . این پروژه ها توسط شرکت سازندگی انصار و در قالب ۸ تقاطع غیر هم سطح ، دریاچه باراجین ، کارخانه کمپوست ، ساختمان مرکزی شهرداری و تالار شهر و میدان میوه و تره بار اجرا خواهد شد. منابع مالی این پروژه ها از سوی موسسه مالی و اعتباری مهر و در ازای واگذاری زمین موصوف به پلاک ۵۳ که نزدیک به چهار هکتار وسعت دارد اتفاق می افتد.
این قرارداد ۵۰۰ میلیارد ریالی بزرگترین قرارداد در تاریخ شهرداری قزوین است که در دوره سوم شورای اسلامی شهر قزوین تصویب شد
سرقت
چهارشنبه حوالی ظهر در یک اتفاق عجیب دفتر کارم مورد سرقت قرار گرفت و در یک فاصله پانزده دقیقه ای که کسی در دفتر نبوده فردی که به گفته ماموران آگاهی کاملا آشنا و دارای کلید بوده وارد دفتر شده و با شکستن قفل کشوی اسناد دنبال اسناد باارزش می گشته و چون چیزی پیدا نکرده به ۳ رایانه قابل حمل اکتفا کرده که البته فارغ از ارزش ریالی حاوی اطلاعات ذیقیمت و مهم کاری برای ما بود .الحمد لله عزیزان نیروی انتظامی سرنخ هایی پیدا کرده اند .
گویا سرقت رایانه قابل حمل فقط برای نمایندگان مدعی اصلاح طلبی روی نمی دهد و احتمالا سارقان با تغییر موضع به سرقت رایانه های نمایندگان اصولگرا روی آورده اند حالا نماینده مجلس نشد نماینده شورا که در دسترس هست.!
پ.ن۱:من نمی گویم سمندر باش یا پروانه باش چون به فکر سوختن افتاده ای مردانه باش . سالگشت شهادت نواب صفوی گرامی باد
پ.ن۲: نجوایی با حاج همت؛ سردار! زمان شما فتوشاپ نبود! …می ترسم آنقدر برای سران فتنه محافظ بگذاریم که دیگر هیچکسی نماند تا از انقلاب محافظت کند!
نطق پیش از دستور
در جلسه سه شنبه شب شورای شهر نطق پیش از دستوری داشتم که بدین شرح است:
مدیران شهرداری قزوین ناکارآمدی خود را به شورای شهر نسبت میدهند
باید مراقب بود
انتخاب مدیران اجرایی هر دولتی از اختیارات قانونی و عرفی مدیران ارشد آن دولت است و دولت دهم هم از این امر مستثنی نیست. در استان قزوین نیزمطمئنا برخی از مدیران اجرایی نمی توانند هماهنگی کاملی با سیاستهای دولت دهم و نماینده ارشد دولت در استان یعنی شخص استاندار داشته باشند و صد البته این به معنای ناتوانی آنها نیست بلکه ضرورت دارد از مدیرانی استفاده شود که در پیاده سازی سیاستهای دولت دهم در استان موفق تر خواهند بود. شنیده شد استاندار تازه نفس و باتجربه استان قزوین نیز پس از رصد کردن و بررسی های لازم قصد دارد چیدمان مدیران اجرایی را دستخوش تغییرات نماید و بالتبع تشکلها و جریانات سیاسی همسو با دولت در استان در تلاشند تا با معرفی گزینه ها و چهره های مد نظر خود جناب آقای استاندار را یاری نمایند اما نکته ای که باید بدان توجه بیشتری نمود این است که این معرفی ها و انتخاب ها بر چه اساس و ملاکی صورت می گیرد مطمئنا صرف حضور یک فرد در یک ستاد یا یک تشکل سیاسی نمی تواند ملاک مناسبی باشد هر چند دقت نظر و تجربه جناب آقای استاندار براحتی بسیاری از این توصیه ها را فیلتر می کند ولی همه تشکلهای همسو با دولت در استان باید دقت لازم را در این امور به خرج دهند و از حرکت خزنده برخی نفوذی ها که عمدتا از سوی بعضی نمایندگان و متنفذین پشتیبانی می شوند و به اسم اصولگرا و امثالهم تلاش می کنند در این جریانها رخنه کنند جلوگیری نمایند.
ممکن است برخی افراد جهت گیری و جبهه بندی سیاسی خود را بنا به مقتضیات زمان عوض کنند و به بهانه مخالفت با فلان نماینده یا فلان آقا جایی در میان تشکلهای همسو با دولت پیدا کنند اما باید مراقب بود مراقب نفوذی ها و فرصت طلب ها .
پ.ن: گویا وبلاگ بی نام و نشان که یکی از عکاسان توانمند شهر را بعنوان نویسنده یک وبلاگ هتاک معرفی کرده بود پست آخر خود را حذف کرده است
یک تهمت
داستان حضور کروبی و حواشی آن در قزوین به نظرم اینقدر بی ارزش و ناچیز است که ترجیح دادم چیزی در خصوص آن ننویسم .البته در کنار این حضور دروغها و ناسزا گویی های یک وبلاگ بی نام و نشان و درج چند عکس و نسبت دادن این تجمع به برخی از مسئولین استانی هم مزید بر علت شد .
البته از وبلاگی که نویسنده آن جرات معرفی کردن خود را ندارد جز این هم انتظاری نیست ولی جای تاسف اینجاست که وبلاگی که آنهم متاسفانه بی نام و نشان است در اقدامی دور از اخلاق و منطق نویسنده وبلاگ حامی کروبی را یکی از عکاسان جوان و فعال شهر معرفی کرده است .در حالیکه با شناختی که از این عکاس توانمند دارم بدون شک این تهمت یک اقدام ناشایست و دور از اخلاق و ناپسند است
ایکاش اخلاق در حوزه فناوری اطلاعات و دنیای مجازی آنقدر توسعه پیدا کرده بود که اینگونه با عرض و آبروی افراد بازی نمی شد.
یک اقدام پسندیده
همانطور که قبلا هم گفته بودم آشفتگی رفتار ترافیکی در شهر قزوین بسیار ملموس است. اخیرا تفاهم نامه ای بین فرماندهی نیروی انتظامی و شهرداری قزوین منعقد شده و قراره این دو دستگاه در حوزه های مختلفی با هم فعالیت مشترک داشته باشند که یکی از اونها حوزه ترافیک است.
تقاطع ولیعصر و توقف نامناسب مسافربرها در قسمت جنوب غربی آن یکی از گره های ترافیکی شهر ما بود که خوشبختانه در یک اقدام پسندیده با حضور افسران خدوم راهور و همکاری معاونت ترافیک شهرداری قزوین وضعیت مناسبی پیدا کرده است. جا دارد از فرمانده محترم نیروی انتظامی و معاونت پلیس راهور قزوین و معاونت ترافیک شهرداری قزوین بایت این اقدام پسندیده تشکر کرد.
توسعه زیرساخت یا توسعه فرهنگ شهرنشینی
یکی از مشکلاتی که همواره پیش روی مدیران شهری بوده بحث توسعه زیر ساخت است و این موضوع در شهرهای تاریخی همچون قزوین و بالخصوص در بافت های مرکزی و رینگ هسته مرکزی نمود بیشتری دارد و اولین راه حلی که مطرح می شود تعریض خیابانها و تخریب بافت و احداث خیابانهای جدید است که مطمئنا بهترین راه حل نیست و معضلات اجرایی خاص خود را دارد.
در شهر ما نیز مسأله ترافیک و عبور و مرور شهری کم کم از یک مشکل به یک معضل تبدیل شده است و ضرورت دارد که توجه جدی به صورت گیرد و در همین راستا نیز شورای شهر فعالیتهای شهرداری را در سال ۸۹ متمرکز بر حوزه بهبود عبور و مرور شهری کرده است و احداث حداقل ۳ پل رو گذر در تقاطع های عمران ، نادری و باهنر در سال آینده به همین منظور است، اما در کنار صرف چنین هزینه های گزافی اگر شهروندان گرامی با مشارکت در توسعه فرهنگ شهرنشینی مدیران شهری را یاری کنند شاید بتوان بازده چنین هزینه هایی را چندین برابر کرد. هر چند ردیفهای متعددی در حوزه آموزش شهروندی از سوی شورا برای شهرداری تعریف شده ولی اصل مشارکت شهروندان در این امور پارامتر اصلی است.
تقلیل عرض مفید یک خیابان به یک خط عبوری بواسطه توقف های نادرست برخی شهروندان این شائبه را ایجاد می کند که شاید توجه بیشتر به بحث فرهنگ شهرنشینی یک ضرورت است
عدم توجه به چراغ های راهنمایی و تعدی به حقوق عابران از سوی رانندگان و بالعکس موضوعیست که تقریبا در شهر ما رایج است و تنها توسعه زیر ساختها به حل آن نمی انجامد پس باید همگی در این امور مشارکت نماییم.
پ.ن۱:عزل آقای صانعی از مقام مرجعیت توسط جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
پ.ن۲: بیانیه هفدهم میرحسین موسوی بدون سانسور ! نقد ، نظر و تحلیل توسط شما
پ.ن۳:مرجع عالیقدر آیت الله نوری همدانی:مردم فریب بیانیه ها را نمی خورند
داغ
می خواستم از وضعیت آلودگی های سطح شهر پس از عزاداریها مطلبی بنویسم که اخبار وقایع دردناک دیروز تهران حالی برایم نگذاشته است. واقعا برایم جای سوال است که سوت و کف در روز عاشورا اعتراض به چیست؟ از دوستان منصفی که اینگونه لشکرکشی های خیایبانی را نوعی اعتراض می دانند می پرسم این اعتراض به چیست؟ وقتی روحانی نمای نیویورک نشین در مصاحبه با نشریه اشپیگل به صراحت می گوید نظام جمهوری اسلامی ساقط خواهد شد! دیگر چه چیزی باقی خواهد ماند؟ البته حرکت کور و فتنه بزرگی که دیروز در تهران روی داد به عنایت امام زمان (ع) باعث روشن شدن خط اصلی این اغتشاشات و منزوی شدن بیش از پیش امویان زمان خواهد گردید و ملت فهیم و شریف ایران داغ آرزوی باطل امویان را بر دلشان خواهند گذاشت.
خداوند ما را قدر دان نعمت والای ولایت فقیه و مصداق بارز آن در این زمان ، حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) بگرداند. آمین
روزی که در جام شفق مل کرد خورشید

روزی که در جام شفق مل کرد خورشید
بر خشک چوب نیزهها گل کرد خورشید
شید و شفق را چون صدف در آب دیدم
خورشید را بر نیزه گوئی خواب دیدم
خورشید را بر نیزه؟ آری اینچنین است
خورشید را بر نیزه دیدن سهمگین است
بر صخره از سیب زنخ بر میتوان دید
خورشید را بر نیزه کمتر میتوان دید
در جام من می پیش تر کن ساقی امشب
با من مدارا بیشتر کن ساقی امشب
بر آبخورد آخر مقدَّم تشنگانند
می ده حریفانم صبوری میتوانند
این تازه رویان کهنه رندان زمینند
با ناشکیبایان صبوری را قرینند
من صحبت شب تا سحوری کی توانم
من زخم دارم من صبوری کی توانم
تسکین ظلمت شهر کوران را مبارک
ساقی سلامت این صبوران را مبارک
من زخمهای کهنه دارم بی شکیبم
من گرچه اینجا آشیان دارم غریبم
من با صبوری کینه دیرینه دارم
من زخم داغ آدم اندر سینه دارم
من زخمدار تیغ قابیلم برادر
میراثخوار رنج هابیلم برادر
یوسف مرا فرزند مادر بود در چاه
یحیی! مرا یحیی برادر بود در چاه
از نیل با موسی بیابانگرد بودم
بر دار با عیسی شریک درد بودم
من با محمد از یتیمی عهد کردم
با عاشقی میثاق خون در مهد کردم
بر ثور شب با عنکبوتان میتنیدم
در چاه کوفه وای حیدر میشنیدم
بر ریگ صحرا با اباذر پویه کردم
عمار وَش چون ابر و دریا مویه کردم
تاوان مستی همچو اشتر باز راندم
با میثم از معراج دار آواز خواندم
من تلخی صبر خدا در جام دارم
صفرای رنج مجتبی در کام دارم
من زخم خوردم صبر کردم دیر کردم
من با حسین از کربلا شبگیر کردم
آن روز در جام شفق مل کرد خورشید
بر خشک چوب نیزهها گل کرد خورشید
فریادهای خسته سر بر اوج میزد
وادی به وادی خون پاکان موج میزد
بی درد مردم ما خدا، بی درد مردم
نامرد مردم ما خدا، نامرد مردم
از پا حسین افتاد و ما برپای بودیم
زینب اسیری رفت و ما بر جای بودیم
از دست ما بر ریگ صحرا نطع کردند
دست علمدار خدا را قطع کردند
نوباوهگان مصطفی را سربریدند
مرغان بستان خدا را سربریدند
دربر گریز باغ زهرا برگ کردیم
زنجیر خائیدیم و صبر مرگ کردیم
چون بیوهگان ننگ سلامت ماند برما
تاوان این خون تا قیامت ماند برما
روزی که در جام شفق مل کرد خورشید
بر خشک چوب نیزهها گل کرد خورشید
این شعر توسط استاد علی معلم دامغانی ریاست فرهنگستان هنر به پیشگاه اباعبدالله الحسین (ع) تقدیم شده است
برگهها
آخرین نظرات
- ح.س.ر.ف. در کربلا
- شاکی در کربلا
- احسان-محمدی در کربلا
- طرفدار در کربلا
- یه دوست قدیمی در گناه آشکار
دوستان
- آستانه وصل
- اسلام آخوندی
- امیر صالحی
- جنبش تریبون
- حسین درگی
- حسین مرادی
- حمید گلپور
- خادم المهدی
- دست نوشته های مهدی عباسی مهر
- سید علی موسوی
- علیرضا
- كيان
- محراب انديشه (محمد مهدي تهراني)
- محمد چیتگرها
- محمود صارمی
- مهدي آهني ها
- میثم ملکی
- نفحه (مهدی مهدیخانی)
- هيأت دانشجويي خادمان حضرت مهدي (عج)
- هیات دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت ایران
- پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی قزوین
- چرا احمدی نژاد؟
- گريز
بایگانی
- اسفند ۱۳۸۸ (۳)
- بهمن ۱۳۸۸ (۱۴)
- دی ۱۳۸۸ (۱۰)
- آذر ۱۳۸۸ (۱۱)
- آبان ۱۳۸۸ (۱۱)
- مهر ۱۳۸۸ (۶)
- شهریور ۱۳۸۸ (۱۲)
- مرداد ۱۳۸۸ (۱۱)
- تیر ۱۳۸۸ (۷)
- خرداد ۱۳۸۸ (۸)
- اردیبهشت ۱۳۸۸ (۵)
- فروردین ۱۳۸۸ (۱۰)
- اسفند ۱۳۸۷ (۸)
- بهمن ۱۳۸۷ (۴)

