مارادونا را بیخیال، غضنفر را دریابید!!!

یکی از محورهای اصلی نظرات ریاست محترم جمهور در اکثر برنامه های بین المللی ایشان توجه به مقوله مبارزه با افراطی گرایی است که الحق و الانصاف کاملا بجا و صحیح است چرا که نگاه افراطی نتیجه اش توهم و دوری از واقعیت است و فرد با نگاه افراطی عینا شبیه بازیگر گرسنه در آن فیلم کمدی چارلی چاپلین می شود که همه چی را غذا می دید و در توهم خود چارلی بیچاره را مرغی بزرگ می پنداشت. نگاه افراطی سیاست زده نیز اینچنین است هر اقدامی را از عینک سیاسی می بیند و هر کنشی را با واکنشی سیاسی پاسخ می دهد.

در پی انتشار نامه سرگشاده برخی فعالان فرهنگی و بانوان فرهیحته استان که کمترین موضع سیاسی در آن وجود نداشت و از علنی شدن یک منکر و حرام شرعی در سطوح عمومی شهر ابراز نگرانی شده بود برخی چنان جیغ کشیدند و فریاد برآوردند که گویا اردوگاه فکری آنان منهدم شده است.تازه الان برایم ملموس تر شد این مهم که وقتی بیش از ۲۰ سال پیش رهبر معظم انقلاب در خصوص مقوله شبیخون فرهنگی ، تهاجم فرهنگی ، ناتوی فرهنگی و جنگ نرم هشدار دادند چرا  به فرمایش خود ایشان  برخی مسئولان و متولیان وقت این هشدار را به تمسخر و نادیده گرفتندو

وقتی پروژه عظیم حیازدایی در جامعه ایران بعنوان یک ترند ۲۰ ساله مطرح می شود شاید برای افراد عادی جامعه جدید و عجیب باشد ولی جای تاسف فراوان دارد که معاون فرهنگی یک اداره کل در نظام جمهوری اسلامی آنقدر تحت تأثیر این عادی سازی و قبح شکنی قرار گیرد که تبلیغ یک حرام شرعی در سطح جامعه را بدون مخاطب بداند. هر چند آن نگاه افراطی سیاسی زده نتیجه ای جز این هم نخواهد داشت ولی کجای این نامه و یا انتشار آن سیاسی است که ایشان اینگونه برآشفته می شوند .

یا این معاونت فرهنگی محترم به اسلام اعتقاد دارند و یا ندارند اگر به اسلام اعتقاد دارند که ما در اسلام حرام بی مخاطب یا پرمخاطب نداریم حرام همیشه حرام بوده است و تلاش دشمن همواره بر این است که حرام خداوند را در نظر معتقدان کم رنگ و بی اهمیت جلوه دهد و یا ااینکه اصلا …

توصیه می کنم دوست بزرگوارمان در این معاونت فرهنگی یک بار دیگر آیه ۱۵۰ سوره مبارکه نساء را مطالعه کنند که چه زیبا فرموده است کسانی هستند که به خدا و پیامبرانش کافر می شوند و می خواهند میان خدا و، پیامبرانش جدایی افکنند و می گویند که بعضی را می پذیریم و بعضی را نمی پذیریم و می خواهند در این میانه راهی برگزینند. اینکه برخی از موضوعات پیش پا افتاده هستند پس با آنکه حرام هستند نباید به انها پرداخت مصداق این تذکر قرآن کریم است .

بله در موارد اقتصادی ، در موارد سیاسی و اجتماعی هم اتفاقات فراوانی رخ داده که نباید میشد ولی آیا دلیل می شود که چون به آنها نپرداخته شده به این هم نپردازند. نویسندگان نامه مذکور که اغلب از بانوان فرهیخته استان هستند بیش از ۳ سال است که این مهم را از شیوه های مختلف متذکر شده بودند ولی چون راه بجایی نبردند آنرا منتشر کردند ولی با چه موضع گیری و برخوردی از سوی مسئولان فرهنگی مواجه شدند؟

مقوله حیازدایی پاشنه آشیل و گلوگاه اصلی اقدامات فرهنگی دشمن است که بعضی خواسته و یا ناخواسته تلاش می کنند نادیده گرفته شود . چیزی که در این میان اصلا مطرح نبوده و نیست نگاه سیاسی به این ماجراست و به همین دلیل است که کوچکترین توجه به این موضوع از سوی برخی فعالان فرهنگی با جیغ بنفش کسانی مواجه شده که قطعا دانسته و یا ندانسته مزدور بی جیره و مواجب این پروژه عظیم دشمن هستند.

اگر این مسئول فرهنگی کمی با کارشناسان و اساتید دانشگاهی مرتبط با بحث خانواده مراوده داشته باشند براحتی درمی یابند مثلا تلاش برای جا انداختن فرهنگ استفاده از نام کوچک والدین توسط فرزندان که متاسفانه در حال ازدیاد هم هست و شاید از منظر خیلی ها بسیار پیش پا افتاده باشد در پروژه حیازدایی چه جایگاهی دارد و پاشیدگی خانواده ها در این مدل رفتاری چقدر است؟

اگر این مسئول فرهنگی کمی با کارشناسان و اساتید دانشگاهی مرتبط با بحث آینده پژوهی جامعه  مراوده داشته باشند براحتی درمی یابند پخش بیش از ۲۰۰ کانال ماهواره ای بدون دریافت هزینه ای و بدون ورود مستقیم به مباحث جنسی در وضعیت بلوغ زودرس نوجوانان در پروژه حیازدایی چه جایگاهی دارد؟

بدون شک وقتی دختر عفیف و نجیب غیر مطلع ایرانی برایش عادی شود که می تواند در مقابل یک فرد غریبه کاملا برهنه شود و اشکالی هم ندارد چرا که در تمام در و دیوار شهر تبلیغ آن می شود در آینده برایش عادی می شود در محافل عمومی هم نیمه برهنه حاضر شود.

وقتی دختر عفیف و نجیب غیرمطلع ایرانی برایش عادی شود که می تواند گوهر ارزنده زیبایی خود را باید به نمایش بگذارد تا مورد توجه قرار گیرد نیاز به کسب علم و ادب و هنر برای جلب توجه نخواهد داشت و این غفلت بزرگ مسئولین فرهنگی است.

بی اطلاعی از حرام بودن و قبیح بودن اینگونه اقدامات قبل از آنکه متوجه آن دختر عفیف و نجیب باشد متوجه مسوولی است که او را روشن نکرده و ارزش او را تبیین ننموده است .

نظافت ، زیبایی و آرایش حق هر بانوی مسلمان ایرانی است با هر نگاه سیاسی و سلیقه اجرایی لیکن عادی سازی برهنگی کامل او در مقابل فردی غریبه ولو از جنس خودش امری است غیرشرعی که تمامی مراجع عظام بدون استثنا انرا اعلام کرده اند و عدم تبیین آن غفلت و گناهی است نابخشودنی

امیدوارم دادستان محترم که با تسلط و اشرافیت به مبانی فقهی و حقوق اجتماعی در این خصوص ورود کرده اند در خصوص باور و سخنان برخی مسئولین هم بررسی هایی داشته باشند

17 دیدگاه

  1. ایران دوست ۱۳۹۴-۰۲-۱۱ در ۱۰:۳۵ ق٫ظ

    متاسفم که تو خصوصی ترین مسائل بانوان دخالت می کنید حیا زدایی اپیلاسیون نیست این نظافته ،حیا زدایی مطرح کردن خصوصی ترین مسائل با نوان در فضاهای عمومی است.

    1. حامد کبودوند ۱۳۹۴-۰۲-۱۱ در ۱۰:۴۳ ق٫ظ

      ایران دوست عزیز پس چرا برای تبلیغات عمومی این اقدام در سطح شهر تأسف نمی خورید؟ آنها حیازدایی نیست؟قضاوت با منصفان!!!

  2. نگاه ۱۳۹۴-۰۲-۱۱ در ۲:۳۱ ب٫ظ

    عالی بود.احسنت

  3. قزوینی ۱۳۹۴-۰۲-۱۱ در ۲:۳۵ ب٫ظ

    با اینکه از نظر سیاسی تفکراتم با جنابعالی و اربابتان (حضرت احمدی نژاد) بسیار متفاوت است . اما با متن فوق کاملا موافقم و امیدوارم تمامی مسئولین و نهادهای مردمی در برابر این منکر بزرگ و گناه کبیره که متاسفانه به وفور در سطح شهر تبلیغ و انجام میشود و علاوه بر بانوان ، به آقایان نیز خدمات میدهد ، قیام و تا نابودی و حذف کامل آن از پا ننشینند .
    اللهم عجل لولیک الفرج

    1. حامد کبودوند ۱۳۹۴-۰۲-۱۱ در ۴:۵۲ ب٫ظ

      آقای دکتر احمدی نژاد ، استاد بنده بوده است و من افتخار می کنم به این موضوع ولی ارباب من حجت بن الحسن (عج) بوده است ولاغیر!!!

      1. قزوینی ۱۳۹۴-۰۲-۱۵ در ۹:۳۲ ق٫ظ

        شخصی که اربابش حجت ابن الحسن ( روحی فداه ) باشه هیچوقت به شاگردی احمدی نژاد افتخار نمیکنه .
        هنوز بی احترامی و قهر استادتان !!! از رهبر انقلاب را فراموش نکرده ایم .
        امیدوارم شما هم دچار فراموشی نشده باشید .

        1. حامد کبودوند ۱۳۹۴-۰۲-۱۵ در ۱:۵۳ ب٫ظ

          اولا با افتخار به این نوکری و آن شاگردی می بالم ثانیا اگر شما فراموش کار نیستید فرمایشات مقام معظم رهبری در روز پایان دولت دهم را مرور کنید شاید از تعصب و غرض ورزی دور باشید.

  4. دهنوی ۱۳۹۴-۰۲-۱۱ در ۳:۵۶ ب٫ظ

    دست مریزاد باید گفت به این بانوان فرهیخته قزوینی
    ا ی کاش کمی از این غیرت برخورد بامسائل حیازدا را برخی از مسئولین ما داشتند

  5. حبیبی ۱۳۹۴-۰۲-۱۱ در ۴:۰۷ ب٫ظ

    من خانمی روانشناسم.ماه قبل بیمارجوانی داشتم با شکایت ضعف شدید به دلیل خودارضایی های مکرروتمایلات همجنس گرایی که محرک اصلی آن اپیلاسیونهای متعدد درناحیه تناسلی وماساژ آن ناحیه به تقلید از تبلیغات ماهواره ای بود.معاون محترم فرهنگی خیلی ساده به مسائل ننگرید!

  6. فرهنگی ۱۳۹۴-۰۲-۱۱ در ۱۱:۰۰ ب٫ظ

    مادر ساده ی خانه دار من تا به حال کلمه اپیلاسیون را نشنیده بود؛ماجرا را که توضیح دادم خندید و گفت همه مشکلات جامعه حل شد چسبیدند به اپیلاسیون؟!!

    1. حامد کبودوند ۱۳۹۴-۰۲-۱۲ در ۵:۲۲ ق٫ظ

      به مادر ساده و بزرگوارتون!!! بفرمایید حرام حرام است مشکلات وقتی حل می‌شود که در جامعه حرام ریشه کن شود اونم با نهی از منکر وقتی حیازدایی تو جامعه اینقدر زیاد است که حرام عادی می‌شود مشکلات هم زیاد خواهد بود حیا که نباشد ایمان نیست و ایمان نباشد مشکل خواهد بود

  7. عابدی ها ۱۳۹۴-۰۲-۱۲ در ۳:۱۶ ب٫ظ

    احسنت
    یادداشت بسیار منطقی، مستدل و عالی بود.
    موفق باشید…

  8. تعهدی ۱۳۹۴-۰۲-۱۲ در ۶:۰۷ ب٫ظ

    بسیار عالی بود به دهن کجی کسانی که اصلا نمی دانند حیا برای زنان چه سودی دارد توجه نکنید

  9. رامین ۱۳۹۴-۰۲-۱۳ در ۸:۴۰ ق٫ظ

    با سلام
    متأسفانه ارائه افکار به ظاهر باز در قالب ترویج یک امر کاملاً منکر ، بازیچه ای برای مانورهای سیاسی ایشان شده است که این یک زنگ خطر است . به شخصه از حجت الاسلام والمسلمین اسماعیل صادقی نیارکی تشکر و قدرانی می کنم که تبلیغات برای این امر زشت را در سطح شهر ممنوع اعلام کردند . اولین کار دشمنان این نظام فرو ریختن قبح مسائل است و بعد از آن به راحتی می توانند از ان عبور کنند. لذا جوانان پیشرو ولایت مهدی (عج ) به هیچ وجهی اجازه نخواهند داد که دشمنان قسم خورده نظام مهدی موعود ( عج ) به اهداف خود برسند.

  10. همکار ۱۳۹۴-۰۲-۱۴ در ۴:۰۷ ب٫ظ

    اولن این کار شما که به نام تیتر و به بهانه مَثَل بودن یک جمله که متاسفانه یک اسم رو به تمسخر گرفته ،اشاعه میدید، بی حیایی نیست؟! این که حق الناسه!
    ودومن: همه متوجه شدن منظور آقای دادستان بحث تتو و خالکوبی بوده که عنوانش رو اشتباه به عرض ایشون رسوندن!! وقتی حرف از هپاتیت و ایدز میزنن، ولی شما شدید کاسه داغتر از آش!!
    لطفن جمع کنید این بساط ریا و تزویر و تصمیم گیری برای خصوصی ترین کارهای مردم رو.حنای امثال شما دیگه رنگ نداره….

    1. حامد کبودوند ۱۳۹۴-۰۲-۱۴ در ۵:۱۵ ب٫ظ

      نویسنده محترم این اداها خیلی وقته حناش بی رنگ شده. من نمیدونم شما در جلسه ملاقات با دادستان که حضور نداشتید چگونه منظور ایشان را تشخیص دادید چرا که ایشان بطور کامل با مستندات موجود در جلسه از وخامت مساله آگاه شدند. در ضمن از معلم ادبیات خود بپرسید استفاده از ضرب المثل چه وقت بی حیایی است.

  11. حسینی ها ۱۳۹۴-۰۲-۱۷ در ۲:۱۳ ب٫ظ

    طبق دستور پزشک معالجم سرکار خانم دکتر … جهت عمل جراحی زنانه ، چند روز پیش حدود ساعت نه صبح به بیمارستان خصوصی …. واقع در قزوین … مراجعه کردم متصدیان واحد پذیرش و کادری که کارهای اداری مربوطه را انجام میدادند خانم هایی بودند با موهایی افشان و دستانی که گاها تا آرنج از آستین بیرون بود . پس از تشکیل پرونده به بخش زنان و زایمان وارد شدم ، خانمی که فکر میکنم وظیفه ای شبیه منشی ها داشت من را جهت معاینه اولیه به طرف اتاقی راهنمایی کرد در نگاه اول خانمی را دیدم که بدون هیچگونه پوششی به روی یکی از تخت ها دراز کشیده و منتظر معاینه بود!!! بی درنگ از اتاق خارج شدم همان خانم که منشی خواندمش علت خروجم را پرسید و به او گفتم آنچه را دیده بودم و گفتم که مشاهده چنین صحنه ای به غیر از موارد خاص ، مشکل شرعی دارد ، وی نگاهی عاقل اندر سفیه به من انداخت و از سر ناچاری گفت باشه یک ربع صبر کن اتاق معاینه خالی شد برو داخل . با توضیحات شفاهی خودم و ارائه دستور بستری پزشک جراحم ، با اصرار متقاعدشان کردم که از معاینه من منصرف شوند . فلذا سرویس های بهداشتی را به من نشان دادند و گفتند : ” برو داخل و همه لباس هایت را در آورده و لباس اتاق عمل را بپوش !!! ” نمی توان توضیح داد که برای من بیمار ، چقدر سخت بود در داخل توالت با فضای محدود و در عین حال آلوده لباس عوض کنم ولی راه دیگری نداشتم چون هیچ فضای مناسب دیگری برای این کار تخصیص نداده بودند . لباس اتاق عمل هم خود فاجعه ای بود پشت بالاپوشش باز بود و فقط با چند بند بسته میشد و شلوارش کوتاه بود و کلاهش به سختی فقط موهای سر مرا که کم پشت است را در بر میگرفت فلذا دور تا دور گردنم و مقداری از پاهایم بدون پوشش ماند و این مسئله من را در طول حدود یک ساعتی که پشت درب اتاق عمل – که محل رفت و آمد پرسنل و بیماران زن و مرد بود – منتظر نگاه داشته بودند بسیار آزرده ساخت . در این مدت مرد پزشکی را دیدم در حالی که با کش شلوارش بازی میکرد با پرستاران جوان حرف هایی می زد که از شرم قابل ذکر نیست . خلاصه انتظار به پایان رسید و خانم دکتر جراحم تشریف آوردند در حالی که آستین های لباسش را تقریبا تا بازو بالا زده بود و جورابی به پا نداشت و موهای سرش نمایان بود پس از خوش و بش با کادر پزشکی اعم از آقا و خانم حاضر در محل به سمت اتاق عمل رفت و من را هم پشت سر ایشان به داخل اتاق عمل بردند و روی تخت دراز کشیدم دکتران بیهوشی آقا بودند و یکی مدام به شانه من می زد و مرا تشویق به تنفس های عمیق میکرد . دیگر چیزی متوجه نشدم تا زمانی که از صدای گریه نوزادان و ناله اطرافیان به هوش آمدم . در ابتدای امر دید چشمانم تار بود ولی وقتی یواش یواش تصاویر واضح می شد به تخت های مجاورم که در فاصله چند سانتیمتری از هم پارک شده بودند ، نگاه کردم اکثر خانم ها بغل و یقه لباس هایشان باز بود و کلاه از سرشان افتاده بود . عده ای هنوز بیهوش بودند و آن هایی که به هوش آمده بودند قدرت حرکت و مرتب کردن لباس خود را نداشتند و فقط ناله می کردند . شاید حدود یک ربع به همین منوال گذشت که صدای آقای نسبتا جوانی را شنیدم که مرتبا می گفت : “خانم خوبی ؟” صدایش نزدیک و نزدیکتر میشد تا اینکه او را در حالی که با دست به پایم میزد و جمله اش را میگفت دیدم !!! ظاهرا وظیفه اش همین بود !!! و سالن را بالا و پائین می رفت و این کار را برای همه بیماران انجام می داد . فکر کنم بیست دقیقه ای بعد بود که با خانم بیماری که در تخت مجاورم خوابیده بود شروع به صحبت کردم . گفت امروز به صورت ناگهانی و زودتر از موعد پیش بینی شده ، کیسه آب فرزندش پاره شده و در حالی که بسیار ترسیده بود به صورت اورژانسی به بیمارستان منتقل گردیده است . پس از اینکه پرستاران لباس هایش را در آورده اند و متخصص مربوطه معاینه اش کرده ، یکی از همین آقایان به داخل اتاق آمده و گفته با توجه به شرایط اتفاق افتاده بایستی پاهای مرا ماساژ دهد و با این کار وضعیت روحی وی را بدتر کرده اند . در تمام مدتی که در این سالن بودیم آقایان کادر بیمارستان مرتب در حال عبور و مرور بودند و در حال گذر بیماران خانم را با نگاه های نافذ خود مورد تفقد قرار می دادند .
    حدود ساعت دو و نیم بعد از ظهر بود که مرا به بخش زنان منتقل کردند با اینکه خیلی درد داشتم ولی با این تصور که اینجا دیگر نامحرمی نیست که معذب باشم احساس آرامش پیدا میکردم ولی متاسفانه این خوشحالی دیری نپائید زیرا با آغاز وقت ملاقات تعداد زیادی آقا برای عیادت از بیماران (که دو نفر از آنها به علت تزریق داروهای آرامبخش قوی خواب بودند) وارد اتاق ما شدند و تا آخر وقت ملاقات زیر دیوار ایستاده و یکی یکی بیماران را مشاهده می فرمودند !!!
    موارد فوق بخشی از مشاهدات و تجربه واقعی است که پس از مطالعه مطلبتان وظیفه خود دانستم ضمن صرف وقت به نگارش در آورم به امید آنکه بدین طریق عدم رعایت موازین شرعی دین مبین اسلام در بیمارستان ها را به اطلاع مسئولین و نهادهای فرهنگی – دینی فعال برسانم و با اقدام درست و قاطعانه شاهد اجرای احکام دینی در تمام عرصه ها باشیم . ای که دستت میرسد کاری بکن/پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

دیدگاه ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *